تبليغاتX
وصل ممکن نیست؛ همیشه فاصله ای هست! - از خون دل نوشتم...






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


وصل ممکن نیست؛ همیشه فاصله ای هست!


       از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه     انی رایت دهرا من هجرک القیامه

        دارم من از فراقش در دیده صد علامت     لیست دموع عینی هذا لنا العلامه

            هر چند کآزمودم از وی نبود سودم     من جرب المجرب حلت به الندامه

            پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا     فی بعدها عذاب فی قربها السلامه

گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم      والله ما راینا حبا بلا ملامه

    حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین     حتی یذوق منه کاسا من الکرامه


همین!!

پ.ن. دیوان حافظی که دارم، هدیه ی یه دوست خیلی عزیزه، که همیشه یادش و خاطراتش برام شیرین و آرامش بخشه. جدا از حس خوبی که خوندن غزلیات حافظ بهم میده، حتی به دست گرفتن این کتاب، و نگاه کردن به دستخطی که تو صفحه اول نوشته شده، برام تسکین دهنده است.

نمیدونم هنوز اینجا رو میخونی یا نه، ولی ممنونم به خاطر تمام خوبی هایی که جز با بدی جوابشون رو ندادم.

+نوشته شده در سه شنبه 17 دی1387ساعت10:13توسط هستی | |